25 آذر, 1398

چرا در سرزمین شام باقی خواهم ماند؟! إن شاءالله

اگر سرزمین جهاد را وداع گفتی به نظرت دیگر چطور پاهایت غبار آلود می شود؟؟  در این  مقاله ده دلیل ثبات دهنده  برای اهل غربت و جهاد  و سوال مذکور را بخوانید.

بسم الله الرحمن الرحیم

امام مالك رحمه الله در كتاب (الموطأ) روايت می کند که:

ابو عبیده بن الجراح رضی الله عنه در نامه ای تعداد زیاد سربازان روم و ترسش از جانب آنان را برای عمر بن خطاب رضی الله عنه توضیح داد.

عمر در جواب نامه ی او نوشت:

اما بعد؛ هر اندازه که سختی وشدت بر بنده ی مؤمن وارد شود خداوند بعد از آن گشایشی را در کارش ایجاد خواهد کرد، و هرگز یک سختی بر دو آسانی چیره نمی شود، و خداوند متعال در کتابش می فرماید:

« يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اصْبِرُوا وَصَابِرُوا وَرَابِطُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ» آل عمران:200

« ای کسانی که ایمان آورده اید شکیبایی ورزید و استقامت و پایداری کنید و ( از مرزهای مملکت خویش) مراقبت به عمل آورید و از (خشم) خداوند بپرهیزید، تا اینکه رستگار شوید.»

چرا در شام باقی خواهم ماند إن شاء الله ؟

1- نیت رباط:

« یک روز رباط در راه خدا بهتر است از دنیا و آنچه که بر روی آن است، و جای شلاق یکی از شما در بهشت بهتر است از دنیا و آنچه که بر روی آن است، و به اندازه ی مدت زمان صبحگاه یا عصرگاهی خارج شدن در راه خدا برای جهاد بهتر است از دنیا و آنچه که بر روی آن است». این حدیث متفق علیه است و همه ی ما آن را می دانیم!

«سکنی گزیدن در مرزهای مسلمانان به خاطر جهاد در راه خدا بهتر است از سکنی گزیدن در مجاورت مکه و مدینه، و هیچ خلافی را در این مورد بین علما سراغ ندارم.»

( کلام شیخ الاسلام ابن تیمیه در مجموع الفتاوی 27/51 )

در انتظار معرکه نشستن، خود رباط است، ماندنت در جایی که کفار را می ترساند و به خشم می آورد رباط است، ماندنت در شام به نیت خشمگین ساختن کافران رباط است،  حضور پیوسته ات در خطوط نگهبانی رباط است (و به اندازه ی مدت زمان صبحگاه یا عصرگاهی خارج شدن در راه خدا برای جهاد بهتر است از دنیا و آنچه که بر روی آن است) روایت بخاری

«پاهای هیچ بنده ای نیست که در راه خدا غبار آلود شده باشد و سپس آتش با آن تماس پیدا کند» روایت بخاری

اگر سرزمین جهاد را وداع گفتی به نظرت دیگر چطور پاهایت غبار آلود می شود؟؟

2- به خاک مالیدن پوزه ی کافران و خشمگین ساختن منافقین:

پس ای برادر دوست عزیزم، اگر بپرسی که آیا باقی ماندنت در میدان جهاد در شام-حتی اگر تأثیرت ضعیف باشد و در حاشیه باشی- بلکه حتی اگر هیچ نقشی در این میدان نداشته باشی، آیا سبب خشم کافران می شود یا خوشحالی آنان؟ چه این کافر نُصیری ها، روافض و حزبی های بعث داخلی باشند یا کافران منطقه ای همچون رژیم های طاغوتی و کفری، یا کافران بین المللی همچون آمریکا و روسیه، یا سازمان های جاسوسی و رسانه ها و سپاهیان بزرگ و یا مجموعه های داخلی سرسپرده و مزدور.

شکی نیست که مجرد وجودت باعث به تنگ آمدن و خشم همه ی این کافران می شود. مجرد این وجود به خودی خود عمل صالح به حساب می آید بلکه حتی در اوقات سرگرمی و فراغتت تو از عمل نیک و پاداش ضمانت شده و غنیمتی آسان برخوردار می شوی.. از خداوند کریم فضل و بخشش را خواهانیم.

پس چگونه ممکن است انسان عاقلی که عقلش را از دست نداده نسبت به این خیرات و فضایل بی رغبتی نشان دهد؟!

3- ثبات بخشیدن به مجاهدان و مستضعفان:

شکی نیست که هر کدام از ما مجموعه دوستان و آشنایانی از مهاجرین و انصار داریم( اگر چه کم باشد)، و مجرد وجود تو در میانشان، عاملِ ثبات است و سبب محکمی و قوت قلب آنان می شود و تشویقی است برای کسانی که دچار تردد شده اند تا دل هایشان آرام و قرار بگیرد و ثبات خود را بازیابند. به سبب وجود این نیت ها در قلبت پاداش­هایی را کسب می کنی که کسی نمی تواند آنها را به شمار آورد جز خداوندی که از نیت­های موجود در قلب انسان و اسراری که در سینه هاست آگاهی دارد.

ممکن است مجرد وجودت-فقط وجودت- سبب ثبات بخشیدن به تازه مجاهدی شود که هنوز قدمهایتش در این راه ثابت نگشته است و بدین وسیله در اجر و پاداش جهادش شریک شوی.

همانگونه که مجرد خارج شدنت از میدان جهاد (و فرار از میدان) قلب­هایشان را می شکند، و از عزیمتشان می کاهد و آنها را اندوهگین میکند و دیگران را هم وسوسه می کند که این راه را در پیش گیرند.

هر آن کس که از مداخل نفس بشری آگاه و مطلع باشد تأثیر بزرگ این امر و اهمیت آن را می داند از همین روست که می بینی در سپاهیان کفار شخصی را که از آنان جدا شود می کُشند و آن کس که فرار می کند را اعدام می کنند. پناه مبریم به خداوند از مثال و الگوی بد.

4- برای کمک به جهاد و برپایی توحید و یاری دین خداوند در حد توان:

همه ی ما بر حالِ (وخیم) امت اسلامی در این روزگار واقفیم. کافری بر روی زمین نمانده که بر ما تسلط پیدا نکرده باشد، حتی بی ارزشترین انواع آنان! به کشتن مردان و بی احترامی به زنان و ویران کردن خانه ها و توهین به مقدسات اکتفا نکرده اند بلکه کارشان به جایی رسیده که  گوشتمان را می خورند و فرزندانمان را زنده زنده می سوزانند.

پس چه کسی در مقابل این دشمنی ها و حملات می ایستد اگر من و تو این راه را رها کنیم؟

شریعت خداوند کنار گذاشته شده است و بلکه با آن جنگ می شود طاغوتیان پای بر گردن مستضعفین گذاشته و همه چیز را به هلاکت و نابودی کشانده اند.

سرزمین های مسلمانان موج می زند از گروههای الحادی و مرتدین و افرادِ سکولاری که در پی به فساد کشاندن زمین اند وثروت ها ی امت به شیوه ای عجیب به غارت می رود.

سخن را بیشتر از این در بیان مصائب امت دراز نمی کنم چرا که تو هم مانند من و چه بسا بیشتر از من از واقع کنونی آگاه هستی.

پس اگر خداوند متعال از تو سوال نماید که: چه عملی انجام دادی بعد از علم و آگاهیت؟ من امیدوارم که اگر راه جهاد را ادامه دهی و آنچه را که در توانت است به کار گیری در پیشگاه خداوند جوابی داشته باشی که عذری باشد برای تو..چرا که خداوند متعال بزرگوار و محبوب است، آمرزگار و مهربان است.

شکی نیست که این راهی است که پیمودنش بر نفس انسان سخت و دشوار است اما (كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتَالُ وَهُوَ كُرْهٌ لَّكُمْ) بقره/216

( جهاد بر شما فرض شده است هر چند که برایتان ناخوشایند است)..

از خداوند خواهانیم که به ضعیف بودنمان رحم نماید و کوتاهی هایمان را بیامرزد و کارهایمان را اداره و سرپرستی نماید و ما را مورد لطفش قرار دهد و عیب هایمان را بپوشاند.

5- فرار از فتنه ها و حفظ سلامتی دین:

چرا که همه ی جایگزین ها بدتر هستند!!

اکثر مهاجرانی که سرزمین شام را ترک می کنند بین دو گزینه قرار می گیرند که هر دوی آنها دچار فتنه شدن و پا گذاشتن در مسیرهایی محسوب می شود که سرانجام آن نامعلوم  یا هلاکت بار است.

1- برگشتن به سمت حکومت­هایشان، آنجا که به ذلت و خواری کشیده شدن در زندانها و زندگی برده وار در انتظارشان است.

حال آنکه امام بخاری در کتاب خود فصلی را تحت این عنوان قرار داده است: ( فصلی در مورد اینکه فرار از فتنه ها از دین به شمار می آید)

پس آیا تعجب برانگیز است آن انسانی که دو دستی خود را در زیر حکم و سلطه ی طاغوتیان قرار می دهد؟ و آنگاه که در دینش دچار فتنه و آزمایش شد می گوید: این بلا از کجا آمد؟!! حال آنکه این فتنه و ابتلایی که به سرش آمده ممکن است عقوبت و جزایی از جانب خداوند باشد.

2- یا رفتن به حکومت های سکولار و اباحی گری و (زیستن در محیطی که) پر از کفر و فجور است. آنجا که دینت را کم کم به باد می دهی بدون اینکه خودت احساس کنی و پسران و خانواده ات را از تو می دزدند همانهایی که خداوند به تو فرمان داده که آنها را دور کنی از آتشی که هیزمش انسان وسنگ است و زندگی پر از عزتت در سرزمین جهاد را عوض می کنی با یگ زندگی مسخ شده، فقیرانه، بی معنا و بی هدف،مثل گاو به میخ بسته شده ای که برای لقمه نانی با مشقت و سختی به دور خود می چرخد، و در چرخه ی دنیا و مشاغل و زر و زینت های آن محو می گردد.

پس عجیب است که کسی خواهان سالم ماندن دینش و نجات از فتنه ها باشد و مسأله ی زندگی اخروی در پیش چشمش بزرگ آید و با وجود این راضی باشد به این چنین حالی!

6- برای سرانجامی نیکو و رسیدن به درجات بالای بهشت:

بسیاری وقتها به سبب به درازا کشیدن زمان و مشغول شدن زیاد به کارهای بیهوده و وجود فتنه ها فراموش می کنیم پاداش بزرگ کسانی را که در هجرت -در هر حالی که باشند- می میرند یا در حین رباط  و به خشم آوردن کفار و جهاد با آنان و ایستادگی در مقابلشان  شهید می شوند. و هر کسی در سنگری است.

همه ی ما رفتنی هستیم فردا باشد یا بعد از پنجاه سال، فرقی نمی کند.نه فرار از جهاد عُمرت را زیاد می کند و نه به پا خواستن به جهاد عُمرت را کوتاه می کند. هر کس که به ضربه ی شمشیر نمیرد به وسیله ای دیگر خواهد مرد، پس هر کسی بنگرد که سرانجامش چه می شود؟!

« آن کس که سکنی گزیدن در سزمینی را که محل ترس و وحشت است به خاطر عزت و سربلندی دین انتخاب کند، در مقابل آن به نبودن ترس و وحشت در قبرش پاداش داده می شود» (کتاب شرح السیر الکبیر1/9)

پس ای برادر دوست داشتنی ام سنگری را که در آن هستی حفظ کن به این امید که خداوند با نظر رحمت خود ما را بنگرد و ما را عاقب بخیر کند و این است رستگاری بزرگ

7- برای یاری ضعیفان و سبک کردن باری از دوش مصیبت زدگان و نیازمندان:

در این دنیا با نگاه­هایشان با تو سخن می گویند و در آخرت با زبانشان از تو می پرسند؛ مادر داغداری که فرزندانش را ازدست داده، یتیمی که سرگردان شده، بیماری که ناتوان شده، اسیری که زیر شکنجه است و ناموس­هایی که هتک حرمت شده. آنان از می­پرسند ما را نزد چه کسانی تنها می گذاری و چرا رهایمان می کنی؟! پس جوابی را آماده کن که واضح باشد.. چرا که مسأله جدی و حساس است.

پس اگر باقی بمانی و در حد توان خود-اگر چه کم باشد- بکوشی،گمانم اینست که عذری در پیشگاه خداوند داری و از خطری بزرگ نجات پیدا کرده ای. از خداوند متعال خواهانیم که من و تو را نجات بخشد از آن روزی که ترس و وحشتش کودکان را پیر می سازد.

8- نیت اعداد و آماده سازی:

در سرزمین شام به فضل خداوند متعال امکانات برپایی معسکرات (دوره های آموزش نظامی) فراهم شده که نظیر آن را هم اکنون در جایی دیگر سراغ نداریم.

با اندکی جستجو و کوشش می توانی دورات آموزشی را با سطح خوب در انواع سلاح ها بیابی.. از کُلت گرفته تا تانک، از سلاح قناصه (تک تیرانداز) گرفته تا مواد منفجره و از خمپاره گرفته تا انواع موشک اندازها و از ضد تانک گرفته تا ضد هواپیما.

به صورت عملی آنچه را که یاد گرفته ای تمرین می کنی، میزان درستی داده های نظری و توانایی­هایی جسمی و روحی ات را آزمایش می کنی و همچنین میزان تأثیر گذاری سلاح ها و چگونگی معارک و تاکتیک های جنگی را فرامی­گیری.

نیروهای کارکشته ی کفار سال های طولانی را در دانشکده های جنگی یا دور از خانواده و در غربت در مأموریت های جنگی سپری می کنند تا مقداری از این دانش ها را کسب کنند اما تو در اینجا به صورت مجانی این دانش­ها در اختیارت قرار می گیرد و از آن روی می گردانی!

پس آیا با خداوند راست و صادق هستی تا خداوند نتیجه ی این راستی و صدق را به تو بنمایاند؟! آیا مگر خداوند نفرموده است:

( و أعدوا) ؟ (خود را آماده کن)

آیا مگر خودت نمی گویی که اعداد و آماده سازی واجب است؟ پس تو ای برادرم در انجام این فریضه تا به حال چه اقداماتی کرده ای؟

از خداوند می خواهیم که راستگویی و همسو بودن گفتار وکردار را نصیب ما و شما گرداند.

9- نیت دعوت به سوی خداوند:

حتی اگر اهل سخنوری و نویسندگی هم نباشی و دعوتگر و واعظ نباشی؛ مجرد وجودت در عرصه ی شام به خودی خود دعوتی به حساب می آید برای آنان که تو را می شناسند اما جهاد نمی کنند.

راه رفتنت با ادب و اسلوب اسلامی در راهها خود دعوتی است برای کسانی که اهل پایبندی نیستند.

و شهادتت-در روزی که خداوند می داند- بزگترین دعوت است برای انسانی گناهکار تا توبه کند و برای کسی که از جهاد نشسته است تا به پا خیزد و برای انسان غافل تا که به هوش آید.

پس مادامی که در میان برادرانت در سرزمین شام هستی وصبر پیشه کرده ای از این نیت غافل مشو.

از خداوند می خواهم که ما و شما را شهادتی نصیب گرداند که سبب پاکی گناهانمان شود و به وسیله ی آن ما را در فردوس أعلی سکنی دهد بدون حساب و سابقه ای از عذاب.

10- وفای به عهد و حفظ امانت:

مسلمان مأمور است به وفا کردن به پیمان هایش.

همه ی پیمان نامه ها نوشتنی نیستند بلکه پیمان نامه هایی هستند که ضمنی اند.

پس شهید- و چند شهید را که می شناسی و چند دوست را که با دستان خود دفن کرده ای؟!- آیا مگر نه اینکه خونش را ریخته و جانش را در راه خدا فدا کرده است تا تو راهش را ادامه دهی و ثمره ی آن را بچینی؟

آیا این عهد و پیمانی ضمنی به حساب نمی آید؟ و وفای به آن بر ما واجب نیست؟!

آیا پایداری اسیرانمان، تحمل مصیبتها ، اموال هزینه شده و برداشتن سلاح و این همه کوشش و فدکاری و هزینه ی اوقات برای این نیست؟

مگر همه ی اینها امانت ها و پیمان هایی به شمار نمی آیند که خداوند در مورد حفظ یا به هدر دادن آن ها از ما سؤال خواهد کرد؟؟

از خداوند ثبات و خاتمه ای نیکو را خواهانیم..

 

و آخر دعوانا أن الحمد لله رب العالمین

و صلي الله عليه و سلم علي نبينا محمد و علي آله و ازواجه و اصحابه اجمعين

 

فایل:

چرا در سرزمین شام باقی خواهم ماند؟داغ
 
 
 
تاريخ 1397-10-15
حجم فايل 458.59 KB
دانلود 200

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در سه شنبه, 24 ارديبهشت 1398 14:43
  1. نظرات (0)

  2. اضافه کنید

نظرات (0)

هنوز نظری ارسال نشده است

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
تمام حقوق مادی و معنوی برای تمکین محفوظ است