چاپ کردن این صفحه

به مناسبت يكمين سالگرد زلزله غرب کشور [کرمانشاه]

فردا 21 آبان سالگرد زلزله مهیب 7/3 ریشتری در کانون منطقه ازگله است زلزله‌ای که شدت حادثه و مصائب اولیه ناشی از آن به گونه‌ای بود که جمعیت کثیری از نقاط کشور به صورت خودجوش برای مساعدت زلزله‌زدگان به منطقه گسیل شدند که از این مسئله به وضوح دو پیام دریافت می‌شد: یکی بی‌اعتمادی و یأس کامل از حکومت و دیگری تجلی معدن نیک ملت در قالب همدلی و همدردی با مصیبت‌دیدگان که در نوع خود کم‌نظیر بود.

طبیعتا این اقدام میلیونی و کاملا مردمی، تسکینی بر درد مصیبت پیش‌ آمده بود به ویژه برای منطقه‌ای که با جمعیت غالب اهل‌سنت همواره محکوم به درحاشیه‌بودن و اهمال بوده است و حقیقت آن است که زلزله از عمق محرومیت مردم آن دیار برای سایر ملّت رونمایی کرد! و الحمد لله علی کل حال.

اما به حکم طبعیت در چنین اتفاقات بزرگی، دردها و مصائب برای مدتی طولانی کما کان ادامه می‌‌یابد و هنر دلجویی در این‌گونه اتفاقات کم‌کردن زمان این دوره طاقت‌‌‌‌‌فرسا و برگردان زندگی مردم به وضعیت نزدیک به عادّی است بلکه بدین سبب سوز فقدان از دست‌رفته‌ها و رفتگان کمی التیام یابد.

اما نه تنها این مقدار از دلجویی با وجود مهیا بودن اسباب آن حاصل نشد بلکه حکومت اعم از دولت‌ و ارگان‌های خارج از دولت با بی‌برنامگی و مداخله‌ بی‌رمق، با خسّت و بی‌عرضگی و بلکه با دخالت‌های ایذائی حتی تاثیرات آن حماسه بزرگ مساعدت‌های مردمی را نیز عملا خنثی کرد، و از سویی مردم خودجوشِ خونگرم را به کنار زد و از سوی دیگر با استمطال و وقت‌‌کشی، کاغذبازی‌های اداری و خدماتی، مانع‌تراشی‌ها و مسدود کردن فعالیت خیرین و خیریه‌ها زخم این مصیبت جانکاه را عمیق و عمیق‌تر کرد.

این سیستم کرم‌خورده حتی در اوج نیاز خود به پشتیبانی ملّت گویی در ایصال کمترین نوازش‌ها به ملتِ درمانده، مفلس گشته است! و از آن بدتر با سفاهت و بلاهت در آخرین تحرکات، با حمله به حساب‌های شخصی افراد کوشا در منطقه گره کور دیگری را به مشکلات قبلی افزود!

حتی اگر ادّعای حکومت مبنی بر سوءاستفاده بعضی از افراد در جمع‌آوری‌ کمک‌ها صحیح باشد، هیچ‌گاه آبروی برباد رفته‌ی خویش را -تا زمانی که وضعیت این‌گونه باشد- در میان مردم نخواهد یافت و تلقی می‌شود این عمل نوعی انتقام و ترویج بی‌اعتمادی و ایجاد جو نااطمینانی در میان خود ملت است نه حسابرسی و شفاف‌‌مداری حکومت قانون!

واقعیت آن است مردم منطقه بی‌امید از تحرکات مرده‌گونه‌ی حکومت، حداقل این انتظار را داشتند که سنگ‌اندازی نکند! اما این هیولای فاسد، با این گردن‌افرازی‌های فرعونی، مگر جز فساد و سدّ معبر زایش دیگری دارد؟!

بوق و کرنای تخصیص بودجه‌ها و برنامه‌های آن‌چنانی... اما آنچه در واقعیت مشاهده می‌شود: تراکم مصائب تحمیلی بر این مردم داغدیده است.

یکسال از این واقعه می‌گذرد و مردم در آستانه فصل سرما، بی‌‌سرپناه و مقروض، بی‌رمق و بی‌روحیه، همراه با داغ عزیزان از دست‌رفته در برهوت بی‌برنامگی‌ها و فعالیت‌های ناقص الخلقه و زحمت‌ساز حکومت مانده‌اند!! ...و در نتیجه التهابات اقتصادی اخیر، مشکلات صدچندان شده است که رهبر در نطق اخیر! ادعا می‌کند این مشکلاتی که مردم را له کرده است و با پوست و خون لمس می‌کنیم در نتیجه تصویرسازی غلط دشمن است و گرنه واقعیت به مراتب بهتر است!

و این شرایط مرا به یاد حکایت زیر می اندازد:
« خانه‌هایمان فضای باز، و پنجره‌هایمان سوز سرما و سقف منزل باد و بوران است! ...به نزد ولی‌امر شکایت بردیم، اندوهگین شد، و همه کارشناسان، وزراء و مدیران و مسئولان را فراخواند، و همایش بزرگی برگزار کرد...در همایش وضعیت ایرلند! و مسائل هاوانا بررسی شد و از حماسه‌‌ سربازان ارتش هم‌پیمانان سخن رفت!...و بعد از تبادل نظر جناب حاکم در حکمی حکومتی، فرمان الغای زمستان را صادر کرد!! » (احمد مطر).

نویسنده: سامان ابراهیمی

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 16 ارديبهشت 1398 11:06

موارد مرتبط